تبليغاتX
BAROOT NICE
غزلی بزای افتاب دوشنبه 20 اسفند1386 13:11

غزلی بود برای آفتاب

که آن را به دیوان قلبم،هدیه کردم

وآنگاه در سایه سار درخت عشق،آرام گرفتم

وتهی شدم از غربت فاخته هاواندیشه های تلخ...

اینک "آینه" آشنای منست اگر خاری به پایم فرو رود

اگر خنجری مرا نشانه گیرد،"نور"مرهم زخم منستومن هر      

روزنبض گل ها را می گیرممهماندار کبوتر های خسته ام وفریاد میزنم واژه هایی راکه عبور مهربانی اند،وبوی تورا می دهند...

نوشته شده توسط نارسیس | موضوع: | لینک ثابت |


Copyright © 2005-2006 - Site bus: نارسیس & Designer: MINOS.BLOGFA